به نام آنکه هستی از او طعم گرفت
سلامم به گرمای دستت ای دوست
دلم لحظه ای بادلت روبروست
بگو عاشقی تاسلامت کنم
تمام دلم را به نامت کنم
دوست شایسته مثل عطر فروشه ، اگه چیزی از عطرش بهت نده ، بوی عطرش بهت میرسه . . .
به نام آنکه هستی از او طعم گرفت
سلامم به گرمای دستت ای دوست
دلم لحظه ای بادلت روبروست
بگو عاشقی تاسلامت کنم
تمام دلم را به نامت کنم
يادش بخير

هر كسي يادم كند ،يادش بخير
هركسي يادش رود يادم كند يادش بخير
هر كسي يادم رود يادش كنم يادش بخير
هر كسي يادم بماند دم به دم يادش كنم يادش بخير

اي همه آرامشم از خود پريشانت نبينم
چون شب خاکستري سر در گريبانت نبينم
اي تو در چشمان من يک پنجره لبخندِ شادي
همچو ابر سوگوار اينگونه گريانت نبينم
اي پر از شوق رهايي رفته تا اوج ستاره
در ميان کوچه ها افتان و خيزانت نبينم
اون قد عاشق کجا شد ، سوز آواز قشنگش
در قفس چون قلب خود هر لحظه ناراحت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي ساقه ي نيلوفري ام
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبينم
قصه دلتنگيت را خوب من بگذار و بگذر
گريه درياچه ها را من به چشمانت نبينم
کاشکي قسمت کني غم هاي خود را با دل من
تا که سيل اشک را عمريست مهمانت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي ساقه ي نيلوفري ام
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبينم

- روزی از میلتون ؛ شاعر معروف انگلیسی پرسیدند :
چرا ولیعهد انگلستان می تواند در چهارده سالگی بر تخت
سلطنت بنشیند و سلطنت کند ؛
اما تا هیجده سال نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند ؟؟
گفت : بخاطر اینکه اداره کردن یک مملکت از اداره کردن یک زن
بمراتب آسان تر است !!!
- برای ازدواج کردن لحظهای درنگ نکنید
اگر زن خوبی نصیبتان شود، خوشبخت میگردید
و اگر زن بدی گیرتان آمد مثل من فیلسوف می شوید
<< سقراط >>
مردی داشت در خیابان حرکت می کرد
که ناگهان صدایی از پشت گفت :
اگر یک قدم دیگه جلو بروی کشته می شوی !!!
مرد ایستاد و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلوی پایش.
مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرش را نگاه کرد
اما کسی را ندید. به هر حال نجات پیدا کرده بود.
به راهش ادامه داد. به محض اینکه می خواست
از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت : بایست.
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با
سرعتی عجیب از کنارش رد شد.
بازهم نجات پیدا کرده بود. مرد پرسید تو کی هستی؟
و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم.
مرد فکری کرد و گفت :
ببینم پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم،
کدام گوری بودی ؟
( با تشکر از سرکار خانم میم)
روز جهانی زن بر تمامی خانمها مبارک باشه ... 

من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم .....
از زن و غر زدن روز و شبش آزادم
نه کسی منتظرم هست که شب برگردم .....
نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم
زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب .....
نرود از سر ذلت به هوا فریادم
هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست .....
نکته ای بود که فرمود به من استادم
شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور .....
چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم
هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند .....
محض اثبات نظرهای خودم آمادم
زن نگیر، از من اگر می شنوی، عاقل باش .....
مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم
مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم .....
نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم
هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم .....
نه برای دل هر دختر و زن فرهادم
الغرض زن که گرفتی نزنی داد که من .....
از چه رو در ته این چاه به رو افتادم

خرداديا تولدتون مبارك
امروز تولد دخترمه بفرماييد
خوش اومديد به جشن ما
فقط خواهشا وسط خالي نمونه
از خودتون پذيرايي كنيد بفرماييد




خورشید خاموش از پشت شیشه
تصویر این شهر دلگیر همیشه
شهر غریبه دلهای غمگین
هوای بی تو هوای سنگین
خونه ی بی تو مثل یه زندون
حیف من و تو حیف عشقمون
خونه ی بی تو مثل یه زندون
حیف من و تو حیف عشقمون
حیف تو بود ای گل من
این عشق اگر بود عشق تو بود
ای گل من حیف تو بود
آخرین جاده عاشقی تنها شدی
گفتی خداحافظ گفتم خداحافظی
گفتی پشیمونی گفتم که هر گز
نفس بریده دستای لرزون اشک توی چشمام
حیف نگفتم به اون غم یه عاشق غم کمی نیست
چه فاید ه از اشک وقتی کسی نیست
درد یه عاشق درد کمی نیست
چه فایده از اشک وقتی کسی نیست
حیف تو بود ی ای گل من
عشق اگه بود عشق تو بود ای گل من
حیف تو بود ای گل من
این روزها را نمی فهمم
اگر فهمیدی به ما هم بگو در کدامین روز
آمده ایم و چه روز خواهیم رفت


گاهي آرزو مي کنم
کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را
بخورم!!!
کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي
ديدن يک لحظه
فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته
باشم!
کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد
تا امروز
چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک
بريزند!
کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با
خود نگويم
" آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!"








اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده
اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم
تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند
ارغوان

ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه این سخت ِ سیاه
آنچنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز ِ نگه
در همین یک قدمی، می ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی ست
هر چه با من اینجاست
رنگ ِ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه ی چشمی هم
بر فراموشی ِ این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه ی خاموش ِ فراموش شده
کز دم ِ سردش، هر شمعی خاموش شده
یاد ِ رنگینی در خاطر ِ من
گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل ِ من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد
ارغوان
این چه رازی است که هر بار بهار
با عزایِ دلِ ما می اید ؟
که زمین هر سال از خونِ پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر ِ سوختگان
داغ بر داغ می افزاید ؟
ارغوان، پنجه ی خونین زمین
دامن ِ صبح بگیر
وَز سواران خرامنده خورشید بپرس
کِی بر این دره غم می گذرند ؟
ارغوان، خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سَحَر غلغله می آغازند
جانِ گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران ِ غم هم پروازند
ارغوان، بیرق ِ گلگونِ بهار
تو برافراشته باش
شعر ِ خونبار ِ منی
یادِ رنگین ِ رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من


گفته بودی که شبی می آیم
باز شب شد و از پنجره ام
همچنان راه تو را می پایم
کنج این پنجره ها شب همه شب
منم و گریه و های و هایم
پشت این پنجره ها تا به سحر
پنجه بر پیکر شب می سایم
نکند بیهوده عمر خود را
پشت این پنجره می فرسایم
نکند بیهوده تکرار شود
قصه چشم به راهی هایم
باز چون دیشب و شبهای دگر
می روم پنجره را بگشایم
باز شب شد، شب و از پنجره ام
همچنان راه تو را می پایم
سلام سلام صد تا سلام
هزار و سی صد تا سلام
سلام عزیزای دلم امیدوارم حال همتون خوب باشه
بابت پیغامایی که گذاشتید برام ممنون
شرمنده که نتونستم زودتر جواب بدم بهتون
روزگار خوش لبتون خندون دلاتون شاد
هر چند دیر شده ولی
سال نو هم مبارک